Nightmare ୨୧

Nightmare ୨୧

I Juat Wanna Be Happy...

#تمام_این_مدت_کره_شمالی_درکار_نبوده

A new crush

شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۳ 6:59 PM ~ زامبی ورژن 15.7

بعله زامبی فعلا در غیبت صغری می‌باشد.

به زودی می‌آیم...

آنجی اگه وب زدی آدرسش رو خواستی بدی :))

BƁß

سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۳ 1:55 PM ~ زامبی ورژن 15.7

دلم خیلی برا نقاشی کردن تنگ شده....

...

بعله اردبیل شهر خوبیه ولی مردمش فرهنگ ندارن (البته نه همه)

فقط یه ساعت رفته بودیم شورابیل پیاده روی که...

....

بالاخره موهامو شونه کردم... البته فکر کنم یه نیم ساعتی طول کشید... دستام داشت می‌شکست...

...

به مامانم گفتم خونوادگی بریم سینما تگزاس ۳ رو ببینم اونم گفت باشه... (باشه = کلمه ای رضایت بخش برای اینکه فقط دهنم بسته شه)

C'mon

سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۳ 11:24 AM ~ زامبی ورژن 15.7

کی این نتایج تیزهوشانن میادد...

قرار بود ۱۴ ام بیاره...

اینقدری که من برای قبول شدنم دعا کردم درس میخوندم قبول بودم...

gumball

چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ 11:26 AM ~ زامبی ورژن 15.7

چرا خوابام اینقدر بی محتوان...

فقط قسمت پرواز کردنم با قالی سلیمان (یا تشت؟) قابل توصیفه... ولی خب خیلی حال داد ارتفاع و سورعتم زیاد بود...

شت انگشتر حرارتیم از اولم خراب بود... رنگش خیلی کدره... حیف شد قبلی توش آب رفت خراب شد رنگش خیلی خوب بود...

میخوام گوشواره بدل بگیرم و تو گوشم بندازم شاید حساسیتم رفت... چون دوستم هم حساسیت داشت الان کلا بدل میندازه و حساسیتش رفته...

اره موهامو 4 روزه شونه نکردم... منتظرم برم حموم به موهام روغن بزنم که بتونم شونش کنم...

اخه کی به خونه زندگیمون میرسیم... اونایی که ازشون خونه رو خریدیم مستاجرشون دنبال خونن...

داداش ما یه روزه خونه خریدیم حالا پیدا کردن خونه اجاره ای چقدر طول میکشه؟

درحالی که همه رو مایکی کراش دارن بنده رو دراکن کراش دارم...

ogangaska

سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳ 9:18 AM ~ زامبی ورژن 15.7

دیشت کلا داشتم خواب نتایج تیزهوشان رو میدیدم...

هعییی هنوز باید تا 15 ام استرس بکشم...

یا 14 ام؟ نمیدونم...

Don't cry..

شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ 9:15 PM ~ زامبی ورژن 15.7

حیحی اون آهنگی که قبلا باهاش مدیتیشن میکردم رو پیدا کردم و دوباره گوشش کردم...

تاحالا هیچ آهنگی این وایب رو بهم نداده بود))

An attractive psychic (WTF?)

شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ 8:56 PM ~ زامبی ورژن 15.7

اره میدونم تقصیر خودمه مامانم فقط وسیله ایه که جلوم رو بگیره...

باید یکم شعور به خرج بدم...

...

یاد اون معلم زبان هشتمم افتادم که stomach ache رو استوماکیک تلفظ میکرد (estomakik)

...

یه XXTX خالص نیاز دارم که ضدحالی کنه... اره از ضدحال ها بدم نمیاد...

?Do you still remember me

شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ 8:34 PM ~ زامبی ورژن 15.7

امروز که کلا خوابیدم... امیدوارم شب بتونم بخوابم...

شت دیشب زیادی داشتم سر تخیلاتم ذوق میکردم فکر نمیکردم صبح اینقدر با عذاب بیدار شم...

موهام هم شونه نکردم کلا به هم گره خوردن...

فکر کنم باید برم تو مود بی خیالی تا حالم خوب بشه...

رو مبل دراز بکشم و تو کارتون نت ورک کارتون ببینم (اگه فیلم یا انیمه ببینم تحت تاثیرش قرار میگیرم و ذهنم درگیر میشه و حالم بدتر میشه حتی اگه پایان خوب داشته باشه پس همون کارتون بهترین گزینست)

و به هیچی فکر نکنم انگار اصلا دیروز و فردایی وجود نداره...

نههه مامانم ماکارونی خریده... من پاستا میخواستم :---: (شکست پاستایی 💔)

gggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggg

جمعه پنجم مرداد ۱۴۰۳ 10:10 PM ~ زامبی ورژن 15.7

اسید در ادامه...

. . . Read More

she's starting to get boring

جمعه پنجم مرداد ۱۴۰۳ 10:7 PM ~ زامبی ورژن 15.7

بعله مودم زیاد خوب نیستت...

کاش یه اتفاق خوب بیوفته...

All Posts
Archive
Categories
Tags
Links

موزیک پلیر


قالب طراحی شده توسط : استلا ★ Stella